عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

69

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

همراه آن باران ببارد . و ليث از قول خليل گفته : برق خلّب آذرخشى است كه مىزند و در مردم شوق باران بر مىانگيزد پس خلف وعده مىكند . و صاحب بن عبّاد گويد : وعدهء او چون برق خلّب است و نيرنگ روباه . برمة اعشار - حصن تيماء . برود تزيد . عرب بردهاى گرانبها را به تزيد مثل زند همان گونه كه به بردهاى يمنى مانند كند . به گمان آنها تزيد قبيلهء جنيّان بوده ، چنان كه ابو تمّام در وصف شعر خود گويد : كشقيقة البرد المنمنم « 1 » و شيه * فى ارض مهرة أو بلاد تزيد [ شعر من ] در سرزمين مهره يا بلاد تزيد ، مانند پاره‌اى از برد نگارين زيباست . و صاحب بن عبّاد گفته : « تزيد على ابراد آل تزيد » : تو [ در آراستگى و زيبايى ] بر بردهاى آل تزيد فزون آيى . برود الرّىّ . بردهاى رى مانند بردهاى يمن به نيكويى شناخته است . گاه به آن « عدنيّات » گويند به جهت مانندگى به بردهاى عدن كه از يمن آورند . مرادى در ستايش شاهين گفته : و تخاله لمّا تنفّض بالنّدى * نثر الجمان فويق برد رازى يعنى : هنگامى كه آن شاهين بال و پرهاى خود را تكان مىدهد و قطرات آب از آن مىپاشد ، پندارى كه روى برد رى دانه‌هاى گوهر پاشند . از رى بجز برد ، جامه‌هاى نيكوى خيزد و مقراضهاى باريك و بلند و شانه‌هاى نيكو و انار كه به هبرج و امليسى معروف است . همراه با خراج رى كه به سلطان برند - و اندازه آن دو از ده هزار درهم است - صد هزار انار ، و شفتالوى خشك و تكه تكه شده [ - كشته ] هزار پيمانه . برود اليمن . به بردهاى يمنى در زيبايى مثل زنند و بدانها « وشى اليمن » و « عصب اليمن » نيز

--> ( 1 ) - متن : المسهّم . ضبط ديوان و نيز چاپ ابراهيم صالح درست است . ( م . )